عبد المحمد آيتى

213

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

بازارها و حمام‌ها بساخت و سرزمين آن را بر نزديكان حضرت تقسيم نمود و ايشان هر يك بساختن بستان‌ها و ايوان‌ها و خانه‌ها و كشيدن ديوارها و افراشتن بازارها مشغول شدند . پس به اندك مدت شهر ساخته شد و امروز هنگام بهار بدانجا نقل مىفرمايد . [ 385 ] در سال 702 فرمان داد تا تبريز را از خالص اموال خانى باروئى استوار بسازند . اساس آن ديوار را چنان ريختند كه بر چرنداب و سرخاب و بلبان‌كوه و همهء بستان‌ها و باغ‌ها محيط باشد . عرض آن ده گز و طول آن پنجاه و چهار هزار گام كه تقريبا چهار فرسنگ و نيم باشد . و پنج دروازه در اطراف آن باز كرد هر يك به سمت ملكى چون بغداد ، عراق ، خراسان و ارّان و هشت دروازهء كوچك ديگر ما بين آنها تا خروج و دخول آسان‌تر باشد . و فرمان شد كه هر كس خواهد مىتواند داخل دايره بارو ، خانه بسازد يا باغ و بستان غرس كند و كسى حق تعرض به او را ندارد ، تا مردم به آبادانى و احداث قنات‌ها و ساختن خانه‌ها ترغيب شدند و همين عمران و آبادانى را در ساير شهرها نيز معمول داشت . چون مردم شيراز از معاودت لشكر دوا بيم داشتند از ايلخان درخواست كردند بارو و خندقى هم گرد آن شهر برآورد . حكم بساختن آن فرمود . ولى چون فصل پائيز بود و مجال عمارت نبود فرمان داد تا پنج تومان ( - پنجاه هزار دينار ) زر از خراج سال 702 براى خريد آلات و اجرت كارگر مصرف كنند بعد از آن هزينهء ساختن آن را اعلام كنند تا باقى كار را نيز به اتمام رساند . [ 386 ] ديگر از بناهاى غازانى ، خانقاه همدان است كه داراى موقوفاتى است اين خانقاه امروز هم داير و سفرهء آن گسترده است و مسافران از مغول و مسلمان در آن بيتوته مىكنند . ديگر از كارهاى او وضع قانونى براى خراج بود مبنى بر آنكه كافهء رعايا از خطاب تكثير در حرز و تقرير و تفاوت تقدمه و زوائد تسعير و اخراجات و مؤنت معتمد و سرديه در امان شوند و با اجراى آن بازار كارگزاران و عمال به كلى كاسد شد و رعايا از تسلط و تحكم مسّاح و حّراز نجات يافتند . و حواله‌هاى بدون وجه ممنوع شد و مال خراج اگر عين وجه و يا غله بود در موعد مقرر بدون كم‌وكاست به خزانه عايد مىشد . ديگر آنكه سكه‌هاى مغشوش را از رواج انداخت و به جاى آنها سكه‌هاى تمام عيار معمول داشت . ديگر ترتيب يام‌ها بود . چنان كه در سرتاسر مملكت از آمويه تا مصر به هر چهار فرسنگ اسبانى زين كرده و لجام شده با چاپاران و خبرگزاران و پيك‌ها آماده بودند [ 387 ] و حكم شد كه هر سوارى در شبانه روز بايد شصت فرسنگ و هر مسرعى چهار